ترس از اجتماع و افکار خودکار منفی لعنتی!

ترس از اجتماع و افکار خودکار منفی لعنتی!

 ترس از اجتماع و افکار خودکار لعنتی!

ترس از اجتماع و افکار خودکار (Automatic thoughts): هر کسی در ضمیر ناخودآگاهش، مجموعه ای از باورها، نگرش ها و افکاری رو داره که شخص با اونا به دنیای اطراف خودش(یعنی دیگران و آنچه در جریان است) نگاه می کنه. این افکار هرچی فرد میبینه و میشنوه رو برا خودش شروع می کنه به تعبیر و تفسیر! و بهشون برچسب خوب یا بد، لذت بخش یا دردناک و امن یا خطرناک می زنه. چنین افکاری به طور دائم در طول تمام ساعتهای شب و روز (یعنی حتی در خواب)، در ضمیر و ذهن فرد وجود داره و ول کن نیست. مثل کَنه بهش چسبیده. به جرأت بهتون بگم شاید باورتون نشه که هسته اصلی خیلی از اختلالات و بیماریهای روانی، همین افکار خودکار منفی لعنتیه!

سالهاست در تحلیل مشکلات روانی  از عبارت ««Automatic Negative Thoughts یا افکار منفی ناخواسته استفاده می شود. برای این که راحت تر باشیم آنها را به صورت مخففANT یا مورچه می نامیم. مورچه هایی که وقت و بی وقت وارد مغز من و شما می شوند، می گردند و از وقت و انرژی ما تغذیه میکنند.

ترس از اجتماع

ترس از اجتماع و افکار نفی خودکار مورچه ای

مثلاً در اضطراب (چه کمرویی، ترس از اجتماع و یا انواع و اقسام اضطراب) افکار خودکار منفی، آینده رو براتون وحشتناک جلوه می ده که می خواد چه خطرها یا تهدیداتی اتفاق بیفته. ولی در افسردگی این افکار منفی، گذشته رو میاره جلوی چشماتون که چه چیزهایی رو از دست دادین و چه شکست هایی رو که می شد جلوشو گرفت. خلاصه اینقدر میره رو مختون و مثل خوره عذابتون می ده تا تسلیمش بشید! یک سری آدمها هم هستن که عصبی و خشمگین رفتار می کنن. اینجور آدما، افکار خودکار منفیشون اینطوره که رفتار زیانبار و یا حتی کوچکترین خطای مردم، براشون غیر قابل تحمل می شه و سریع جوش میارن! خلاصه اگر کنترل افکار خودکار منفی رو نگیریم به سرعت ما رو اسیر خودشون می کنن و زندگی رو فلج می کنن!

آقای ساداتیان که یکی از اساتید حوزه روانپزشکیه و ما از نوشته های ایشان بسیار در این سایت نقل کردیم و می کنیم، مثال جالبی داره که می گه: اگر کودکی که فقط برای انجام کاری بی عیب و نقص و کامل مورد تشویق و تحسین قرار بگیرد، در ضمیر ناخودآگاه او چنین فکر خودکار منفی شکل خواهد گرفت:(هر کاری زمانی درست و ارزشمند خواهد بود که کاملاً بی‌عیب و بی‌نقص انجام گرفته باشد). چنین تفکری غیر منطقی و مخرب است. زیرا چنین وضعیتی در شرایط معمول و در بسیاری از موارد و حتی در بزرگسالان امکان‌پذیر نیست و کودک با این پس‌زمینه ذهنی از یک طرف خود را ناتوان و نالایق می‌یابد و از طرف دیگر دچار کمال‌پرستی (و نه کمال‌گرایی) می‌شود و این دو مسئله خود می‌توانند زمینه‌ساز افسردگی و یا اضطراب شوند.

ترس از اجتماع

ترس از اجتماع و افکار خودکار

داستان برای ترس از اجتماع هم همینه. بسیاری از هیمن ترسها بخاطر این غول خفتۀ درونه. همیشه داره ما رو از کارامون می ترسونه و یا تهدید میکنه. اگر نخواهیم کنترلش کنیم، روز به روز قدرتش بیشتر می شه! در یک کلام میشه گفت که: ضمیر ناخودآگاهِ (کودک درونِ) شما در واقع تعیین کنندۀ آرامش، احساس امنیت، هیجان، ترس از اجتماع یا سازگاری با جمع، خشم، نفرت، پشتکار، هدفمندی، شوق، اشتیاق، لذت، شادی، غم، خرسندی، محبت، عشق، امید، یأس، انگیزه و خلاصه سرنوشت شماست. و اساسا بسیاری از مشکلات روانی از جمله ترس از اجتماع ریشه در همین افکار خودکار منفی داره. برای درمان باید و باید به فکر شناسایی افکار خودکار منفی و گفتگوی درونی منفی و اصلاح اونا باشیم.

حتماً به این مطلب هم نگاهی بیندازید >>  بچه مثبت ها چرا جذاب نیستند؟!

اینکه اصلاح ضمیر ناخودآگاه چقدر زمان می بره، بسته به عمق و وسعت اشکالات و  خرابی اون داره که مسیر اصلاحی می تونه از چند دقیقه تا چند سال زمان ببره (چون الگوی جدید بایستی در ضمیر ناخودآگاه فرد نهادینه بشه). علت چنین مسئله‌ای در ساختار مغز است.

البته بخواهم یکم علمی تر بگم، در مغز ما میلیاردها سلول عصبی (مرسوم به نرون) وجود داره که هر یک از اونا از طریق اتصالات الکتروشیمیایی (موسوم به سیناپس) با صدها تا هزاران سلول عصبی مجاور و یا دور در ارتباط هستند و بدین ترتیب میلیاردها مدار عصبی بوجود میاد و تمامی فعالیت‌های مغز (از جمله ضمیر ناخودآگاه) حاصل فعالیت، تعامل و تعادل مدارهای عصبی دخیل در آن فعالیت خاص است. برای اینکه عملکرد خاصی از مغز تغییر کند بایستی محل، تعداد و تراکم سیناپس‌ها در آن مدارها تغییر کند و این مسئله مستلزم ساخته شدن پروتئین‌ها و مواد و اجزاء سلولی جدید است و چنین روندی زمان‌بر خواهد بود (درست شبیه بدنسازی).

نکته: صدها تحقیقات جامع تأثیر و نقش وضعیت روحی و روانی و به عبارتی جامع‌تر وضعیت ضمیر ناخودآگاه در بروز و نیز درمان بسیاری از بیماریها (حتی بیماریهای عفونی که میکروب‌ها عامل آنها هستند) را به اثبات رسانده‌اند. بر اساس شواهد بدست آمده و طی روندهای پیچیده و تا حدی شناخته شده میتوان ادعا نمود که از طریق اصلاح ضمیر ناخودآگاه (به کمک روشهای شناخت – درمانی، هیپنوتیزم، مراقبه آگاهانه) به همراه تمرین تجسم سازی، تمرکز حسی، به باور رسیدن؛ اصلاح شیوه زندگی (از جمله تغذیه مناسب، ورزش، خواب، ترک اعتیاد و …)، برخی از مواد مکمل و درمانهای کلاسیک طبی (دارو، جراحی و …) ما می‌توانیم بسیاری از بیماریهای به ظاهر لاعلاج همچون سرطان، بیماریهای التهابی و مزمن همچون روماتیسم، (MS) و حتی ایدز، صرع و آسم را بطور کامل درمان کنیم و جلوی بسیاری از بیماریها مثل آلزایمر، سکته قلبی و حتی پیری را بگیریم (و یا سرعت آنها را کاهش دهیم).

ترس از اجتماع

ترس از اجتماع و افکار خودکار منفی

خبر خوب اینه که مهم نیست چقدر زمان می بره، مهم اینه که قابل درمان و کنترله.

برای اینکه بر ترس از اجتماع غلبه کنید کافیه همت کنید و با افکار منفی خودکار خودتون مبارزه کنید تا شرایط کم کم به نفع شما تغییر کنه. شاید بگید ” ای بابا من خیلی تمرین کردم ولی فایده نداشته! اینا همش تئوری و خیال بافیه”

دوست عزیز من، باورش سخته ولی بسیاری از آدما با همین اراده و روش ها و تمرین ها، مشکلاتشون رو حل کردن، هرچند اولش سخته، اما شدنیه.

با ما در درس های آینده همراه باشید.

شما چه تجربه هایی دارید؟ آیا شما ذهن و خونتون مورچه داره؟  :))

لطفا نظر خود را در پایین همین مطلب برای ما ارسال کنید.

یک ستارهدو ستارهسه ستارهچهار ستارهپنج ستاره (به این مطلب امتیاز دهید)
Loading...
منبع: سایت تصمیمان

حتما نگاهی به مطالب مرتبط زیر بیندازید

نظرات:

  1. Sobhan75

    من ۲۰سالمه پسر هستم از بچگی از جمع میترسیدم و بدم میومد از نگاه مردم به من.همینطور ادامه داشت که کلا فلج کرده من رو حتی یاد نگرفتم برم تو خیابون و شهر یا تاکسی بگیرم از خونه هیییییییییچ بیرون نمیرم هر چقدر یه جمعی شلوغ باشه من بیشتر میترسم انگار همه اون آدما رفتن تو مخ من الان هم گیج شدم و اصلا از زندگی خوشم نمیاد و احساس خیلی بدی دارم و دوست دارم فقط تو خونه باشم. بخدا بدجور سر در گم شدم یک بار نشده تا حالا برم خیابون احساس خالی بودن و تنهایی و دلتنگی شدید دارم جاهای شلوغ اذیت میشم جاهای خلوت که خودم تنهام دلم میگیره توان کآری هم ندارم تو عمرم کار نکردم بخاطر ترس از جمع و این خیابون ها ترک تحصیل کردم تا سوم دبیرستان هرچند که مخ درس خوندن هم نداشتم الان به نظر خودم و مطمئنم هیچکس مثل من نیست که ۲۰سالش شده ولی بلد نیست بره تو شهر بگرده مهمون هم میاد خونم میرم تو اتاق قایم میشم

    پاسخ
  2. ahmadreza

    من حتی حرف زدن با یه فروشنده هم برام دلهره اوره یعنی تا این حد از جامعه هراس دارم کلا موجود عجبیم خداوکیلی اخه مگه مردم چی دارن ک تا این حد ازشون میترسم البته همش تقصیر بابامه ن گذاشته کار کنم نه برم سربازی تازه زندگی روبه راهیم نداره دلمو بهش خوش کنم الانم که به ته خط رسیدم عرضه کار کردنم ندارم شدم یه ادم بی ارزش ک نه حرف زدن بلده نه انگیزه ای برای زندگی کردن داره تازه اطرفیانم یه جوری در موردم حرف میزنن انگار خودم خواستم اینجوری بشه نمیدونم چ گناهی کردم ک باید نگاهای عاقل اندر سفیه اونارو تحمل کنم…فقط امیدوارم اوضاع اونجوری ک ارزو دارم پیش بره! دعا کنید پزشکی قبول بشم چون تنها راه نجاتمه!خدایی اگه شما تو حرفام دلیلی برای بی عرضه پنداری من پیدا کردین بگید لطفا! میخوام بدونم مشکل واقعا از منه یا از اونایی که باعث و بانیشن یعنی خونوادم و اجتماعی که توش بزرگ شدم.

    پاسخ
  3. بهرنگ

    سلام. مطلب خیلی عالیه. من واقعامورچه داره هم ذهنم هم زندگیم، دارن همه چیزمو میخورن وخراب میکنن. بعضی وقتا احساس میکنم رو هواهستم انقد دچارپوچی میشم واحساس خالی بودن میکنم. من خیلی حالم بده 😞

    پاسخ
  4. امیرحسین

    سلام و درود فراوان
    واقاً این یک حقیقته افکار منفی و باور های غلط و محدود کننده تاثیر چشمگیری بر زندگی ما دارد و قبلاً هم وجود این مورچه ها رو در ذهنم حس میکردم و سعی میکردم با اونا مبارزه کنم و از الآن جدی تر به این مسئله می پردازم.
    شاد و سلامت باشید و رستگار در سایه ایزد یکتا

    پاسخ
  5. خالدصالحی.اهواز

    خالدصالحی.اهواز
    سلام.عالی بود.دستت درد نکنه داداش.خدا اجرتون بده.درس اول و دوم بسیارررر عالی هستن.بله من هم افکارم تقریبا همیشه منفیه.اضطراب اجتماعی زیادی دارم.

    پاسخ
  6. fariba

    سلام اقای موسوی
    مورچه که چه عرض کنم….فک کنم جک و جونور هم داشته باشه …اگه بتونم شناسایی شون کنم…

    پاسخ

لطفا نظر خود را بگویید:

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *